تبليغاتX
شهر آرزوها

شهر آرزوها

اینجارو دیگه یادم نبود...

تا حالا تو عمرم کسی رو ندیده بودم پسورد وبلاگ خودشو یادش بره اون وقت این دوتا خنگ....

من میگم اینا خنگن باز شماها میگین نه...!

منم که کلآ بعد از عید یادم رفته بود همچین وبلاگی وجود داره چند روز پیشا اتفاقی اسمشو

تو وبلاگ خودم دیدم یهو یادش افتادم...

گفتم که دلم هست به پیش تو گرو

دل باز ده آغاز مکن غصه نو

افشاند هزار دل ز هر حلقه زلف

گفتا که دلت بجوی و بردارو برو

حرفی نیست که زنها کودن هستن اما آنها برای این اینطور آفریده شده اند که با مردها برابری کنن

جرج الویت

ببخشید اگه تو این مدت به هیچ کدومتون سر نزدم بازم یادی از ما بکنید

نظر یادتون نره...

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط یه آدمه غصه دار  | 

من و دوستانم (حرفهای من 7 )

از اونجایی که من میدونم این دوتا بی ادب چرا نمیان و آپ نمیکنن

دیگه بهشون گیر نمیدم یعنی از اولشم میدونستما اما خوب مگه میشه

من خودمو کنترل کنم و کسی رو اذیت نکنم

 

برای او:

تويي شمع شب من، تويي همسفر من

تويي زيبا تر از ياس، تويي نيلوفر من

 

 این دوتا بچه ی ما یکیشون اسمش...اونیکی هم...هست

متاسفانه هر جفتشونم پسرنتازه اونم از نوع هنرمدنش

همین هنرشون باعث شده که حتی نیان اینجا و ننویسن

اینا دوستای من هستن البته فقط از نوع اینترنتی لطفآ

فکراتونو به جاهای مخروبه راه ندینایه روز این آقا...

به من گفت که من و... میخوایم یه وبلاگ گروهی بسازیم

تو هم میای با ما همکار شی؟ منم که خراب رفاقت

استاد وبلاگ نویسی هم که بودم...قبول کردم!

 حالا اونا به خاطر یه مسائلی نمیان اینجامنم که شدم همه کاره

این وبلاگ البته این سوسول بازیاشون بالاخره تموم میشه

 وایسین تابستون که برگشتن خودم حالشونو میگیرم

منو تنها گذاشتن با این وبلاگ...!!

 

باحال:

فرق شوهر کردن و سگ نگه داشتن چیه؟؟

سگ به فرشت گند میزنه مرد به زندگیت...

یه آدمه غصه دار

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط یه آدمه غصه دار  | 

حرفهای من(6)

 

خیلی بی جنبه ایین با این وبلاگ ساختنتون!!

کجایین پس هی من هیچی نمیگم شما دوتا...

بعضی فکر می کنند منصفانه نیست که خدا کنار

 گل سرخ خار گذاشته است بعضی دیگر خدا

 را ستایش می کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته است

خوب من که میدونم شما اینجارو ترک کردین ولی بازم

مث شماها نامرد نیستم من موندم و نذاشتم اینجا تخته شه

چه دختر خوبیم یالا ازم تشکر کنین

کاش میدانستم درآن سوی نگاهت چه رازی نهفته است
کاش میتوانستم بی پروا راز نهفته در سکوت را برایت
آشکار کنم وآواز تنهاییم را به گوش تمام رهگذران تقدیر
برسانم
 
 
منکه اینجا هستم و میمونم اما بدونید خیلی نامردین
هر جفتتون

یه آدمه غصه دار

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط یه آدمه غصه دار  | 

حرفهای من (5)

 

خوب شما که هیچی نوفهمید پس نیازی به دعوا کردن ندارم !از همین

الان اینجانب اعلام میکنم که ما در این وبلاگ گروهی فقط و فقط یک نویسنده داریم

اونم منم اون دوتا تزئینین ببینیدشون و بخندین

 

توبه من این بختو ندادی

تا گرفتار تو باشم

اوونقدر بمیرم از تو

تا تو دنیای تو جا شم

دارد باران ميبارد به پاس اين همه طراوت

لطفا يک دقيقه چترهايتان را ببندید

 

دوباره آغاز شد زندگی روزمره ما

بیایید تازگی را جانشین تکرار کنیم

یه آدمه غصه دار

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط یه آدمه غصه دار  | 

حرفهای من(4)

 

خدا از بزرگی کمم نکنه! الـــــــــــــهی آمین من گفتم شاید توی این سال جدید

آیه ایی نازل شد بلکه این نویسندگان تنبل و چاقبه نویسندگی پرداختند اما

انگار این دو طفل معصوم حقیقتآ به کتک شدیدی نیاز دارندخدا از این دخترای

خطرناک نسیب هیچ پسر فلک زده ای نکنه(خطاب به من)

راستی با شما دوتام اومدین اینجا بنویسید یهویی ۲۹۷۴۷۵ تا مطلب ننویسید

عین آدم بیاین به روز کنید برید

۱- برای تو:

لحظه شادی خدا رو ستایش کن  لحظه سختی خدا رو جستجو کن 

 لحظه آرامش خدا رو مناجات کن  لحظه درد آور به خدا التماس کن

۲- به یاد قلبهایمان:

 گفتي : محبت كن برو


گفتم : خداحافظ ولي رفتم كه باورت بشه دارم محبت مي كنم

۳ـ پاورقی:

از ته آيينه افتاد و شكست

بال آرزويي كه

زير شيرين ترين ستون ...

بلنداي كهنگي را تيشه مي زند.

یه آدمه غصه دار

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط یه آدمه غصه دار  | 

حرفهای من(3)

 

بله بله خودم میدونم آدم خیلی مهربونی هستم نیازی به گفتن نیست

خوب دلم به حالتون سوخت دیدم اصلآ تو باغ نیستید گفتم رسم رفاقت نیست تنهاتون بذارم ولتون کنم

 دوباره اومدم!(اوووووووووووووه چه بچه ی خوبی)

دست ورقی:

با لکه های ریز نورانی

درست مثل آسمان پر ستاره شب

آن روز که تو ستاره صدایم کردی

بر کجای تاریکیهایت تابیده بودم؟

 

سرو گردن و کله ورقی طبق معمول باهم:

-همیشه توی کلاس درس کلاس ورزش کلاس ... میگن بچه شیطونی نکن ساکت بشین بچه شوخی

نکن ساکت بشین!؟؟!؟ بعد میگن چرا بچه های این دوره زمونه افسردن!!؟؟آخه ما دلمون به چی خوش

باشه ؟؟!! اینهمه آدم جدی اطرافمون هست به کجا رسیدن ؟؟!! خوب یه ذره هم بذارین دلمون شاد

 باشه مُردیم که...

 

پاورقی:

امشب نوشته هایم بوی تو می دهد باز

با نام تو کلامم شعری است مثل اواز

هر شب ترانه هایی از عشق می سرایم

امشب ترانه هایم با گریه گشته دمساز

اخر نسیم نامت اویخت در کلامم

امشب نوای اواز بوی تو می دهد باز!...

Image hosting by TinyPic

لُپ کلام:

آقا جان ما دیگه رفتیم تا ساله دیگه حالا نمیدونم این دوتا خل و ...به روز میکنن یا نه اما

حتمآ من باید باهاشون یه تسویه حسابی داشته باشم (خیلی وقته دلم میخواد یکی رو بزنم)

خلاصه... ساله خوبی رو براتون آرزو میکنم میدونم مارو دعا نمیکنید واسه همینم طلب دعا نمیکنم

حالا اگه خواستی هم دعا کنی اشکال نداره بهت اجازه میدم و این افتخارو نسیبت میکنم که واسه منم

 یه دعایی بکنی

سال نو مبارک

یه آدمه غصه دار

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط یه آدمه غصه دار  | 

حرفهای من(2)

 

دروغگو!!

خالی بند!!!

خجالت بکش!!!

هر چند اصلآ نمیدونی خجالت با کدوم (ن) نوشته میشه!چه برسه بخوای بکشیش

خودت بیا ببین چند پستو من نوشتم چندتارو تو !! خدا خیرم بده همیشه من تو و اون

دوست خل تر از خودتو نجات دادم از نابودی.خدا بهم صبر بده الهی آمین

عمرآآآآآآآآآآآآآ اگه من دیگه اینجا نوشتم حالا ببین...!

پا ورقی:

درشکه ای می خواهم سیاه ... که یاد تو را با خود ببرد
یا نه ... نه
یاد تو باشد ... مرا با خود ببرد...

دست ورقی:یادم نمیاد این شعرو از کجا دزدیدم ببخشید دیگه صاحبش!

 

سر و بدن و گردن ورقیشم با هم مینویسم!:

یادته اون روز اول توی مدرسه همدیگه رو دیدیم؟؟چقدر توهم ورمون داشته بود که با هم تفاهم

داریم...

اما...

الان با گذشت ۴... ۵ ... سال به این نتیجه رسیدم چقدر اخمخ(احمق)بودم که باهات دوست شدم

خدا نجاتم بده!!!تورو به خدا گمشو دیگه ازت بدم میاد!!یکی بیاد منو از دست این آدمیزاد

نجات بده دیوونه م کرد چقدر من بدبختمای خدا...

 

و بالاخره پایین خره لُپ کلام!:

خیال نکن به یادتم...بدون که مردی تو دلم

میدونی...جای عشق خودت نفرت کاشتی تو دلم!

 

ــ آگاهانه دوست انتخاب کنید مخصوصآ اگه این دوستاتون شباهت زیادی به این دوتا خل و چله ما

داشتن... به طور کلی ازشون پرهیز کنیدخطر ایدز وجود داره

 

یه آدمه غصه دار*

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط یه آدمه غصه دار  | 

جدایی

 

تو همون حسِ غريبی که هميشه با منی

 

تو بهوونه ی هر عاشق واسه زنده بودنی

 

تو اميد انتظاری تو دلای نااميد

 

مثه ديدنه ستاره تو شبای ناپديد

 

چه غریبونه گذشتن، جمعه های سوت و کور

 

هنوز اما نرسيدی...ای تجلی ظهور!

 یه آدمه غصه دار

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط یه آدمه غصه دار  | 

حرف های من (1)

 

سلامی چو بوی بد پهنشوخی کردم بابا

این اولین پست من توی این وبلاگه که با قلم شیوا و زشته خودم نوشتم (بقیه همه ادبیاتیه

بگذریم که بعضیاشم دزدیه) مث اینکه تا من هستم این وبلاگ هستو تا من نباشم اینجا

 سوت و کورهمن نمیدونم شما دوتا(اونیکی نویسنده ها)چرا اینجارو ول کردین؟؟

بنویسید فهمیدید؟دستور از مقام والای رئیس ساینا(یه آدمه غصه دار)هست

الان میدونم که کاملآ متحول شدین و تصمیم کبری گرفتین که از فردا دوباره به این وبلاگ

رسیدگی کنید(ای ول جذبه )

بریم سر اصل مطلب:

دیدم کم لطفیه توی چهارتا وبلاگ دیگه والنتاین رو تبریک بگم و توی این(پنجمی)تبریک نگم!

روز عشاق و شهادت والنتاین تبریک و تسلیت(اگه بدونین والنتاین کیه منظورمو می درکید)

با عشق زندگی کنید ! والنتاین مبارک!

دیروز ۲۴ بهمن ساگرد فوت خانوم فروغ فرخزاد بود به همه ی دوستداران ایشون تسلیت میگم

وقتی نیستی


هر چی غصه س تو صدامه


وقتی نیستی


هر چی اشکه تو چشامه


از وقتی رفتی

دارم هر ثانیه،

   
از غصه ی رفتنت میسوزم


کاشکی بودی و میدیدی، 


که چی آوردی به روزم

یه آدمه غصه دار

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط یه آدمه غصه دار  | 

مرگ غرور

 

گفتي کاش عمق نگاهت تو دلم خونه بسازه

 

با همه ديوونگيها برامون لونه بسازه

 

گفتي کاش با خاطراتت سفري به اون ورا کرد

 

 کاش ميشد عشقو فدا کرد

 

 کاش که آسمون قلبت واسه من ستاره اي داشت

 

کاش هنوز تو دل باغچه واسه من يه غنچه ميکاشت

 

 کاش هنوز عمق نگاهت واسه من راه عبور بود

 

 اما حيف, نديدن تو واسه من مرگ غرور بود

یه آدمه غصه دار

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط یه آدمه غصه دار  | 

تورا دارم

 

 

 

وقتي دنيا آنقدر خالي مي‌شود که هيچ کس را نمي‌بينم،


وقتي صدايم را در سينه حبس مي‌کنم تا تنها درون خودم بشکنم ،


تنها گرماي وجود توست و آرامش دستان مهربانت که مرا دوباره از نو مي‌آفريند.

 

 

یه آدمه غصه دار

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط یه آدمه غصه دار  | 

بیزارم از تو

 

بیزارم از تو بی وفا

تو که پر از حماقتی

ختم دروغ های سیاه

ته مونده ی خیانتی 

هر چی بهت بگم کمه 

این نقطه ی دل من

یه روزی رسوات میکنم

تا بشناسن تو رو همه

شیطون بد بخت رو بگو

تو کف تو مونده و برات

باید که لنگ رو بندازه

بره تو کنج یک قفس

فریبی و یه بی مرام

آیین پستی و گناه

نحس و خبیثی و خراب

بسکه کریحی و سیاه

حتی لیاقت نداری

که فکر کنم تو کی بودی

فقط می خوام جون بکنی

مهم نبود که چی بودی

یه آدمه غصه دار

+ نوشته شده در  ساعت   توسط یه آدمه غصه دار  | 

دلم گرفت...

خود را شبي در آينه ديدم دلم گرفت

 

 از فكر اينكه قد نكشيدم دلم گرفت.

 

از فكر اينكه بال وپري داشتم ولي

 

بالاتر از خودم نپريدم دلم گرفت.

 

از فكر اينكه با تمام پس انداز عمر خود

 

حتي ستاره اي نخريدم دلم گرفت.

 

 

.: مسافر شهر عشق :.  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مسافر شهر عشق  | 

افسانه ها می گویند....

افسانه ها می گویندکه:

 خوشبخت ترین انسان زمین را می توان سوار بر اسبی تک شاخ یافت با چشم های بسته .

من تو را بر آن اسب دیده ام،

چشم هایت رابازکن تاباورکنی که بهترینی.

 

.: مسافر شهر عشق :.  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مسافر شهر عشق  | 

می خواهم بمیرم در کنار شمع های روشن تا با هر نوری یادم کنید

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عاشق بی معشوق  | 

به یادم باش

من غریبه ی دیروزم

آشنای امروز

 و فراموش شده ی فردا

پس در آشناییه امروز مینگرمت

 تا در فراموشیه فردا یادم کنی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عاشق بی معشوق  | 

دلم می خواهد

paiiiz

در كوچه باغ پائيزي راه مي روم .
صداي خش خش برگها را مي شنوم و كودك درونم به وجد مي آيد.

دلم مي خواهد
در خيابان بي هيچ ملامتي بدوم. برگها را زير پايم له كنم و با قشتنگ ترين موسيقي طبيعي دنيا، گوشم را بنوازم و تا ابد به زيباترين رنگهاي نارنجي و زرد پائيزي بنگرم.

دلم مي خواهد
زير باران بمانم، دهانم را باز كنم ، قطرهاي باران را بچشم و خيس خيس از قطرات باران و اشك، دعا كنم.
دعايي كه گفته شده است در هنگام نزول باران اجابت مي شود.

دلم مي خواهد
پايم را در چاله هاي آب كنم و سردي آب را از پس جورابهايم حس كنم.

دلم مي خواهد
قرمزي دست هايم را به گرماي بخاري بسپارم تا يخ وجودم آب شود، احساسم بشكند و نشاطي دوباره يابم.

دلم مي خواهد
چشمانم را ببندم و در يك لحظه، هفت ساله شوم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عاشق بی معشوق  | 

مناجات...

" فرياد جنين "
 
دعاهاي ما درواقع منتظر خدا هستند. در تاريكي منتظرند تا خدا حضور زيبايش   را آشكار كند. چگونه مي توانيم منتظر كسي شويم كه" او" را نديده ايم ؟ كودك در زهدان مادرفرياد مي زند :"من در تاريكي هستم مادرم كجاست؟"نمي داند كه مادرش او رادربرگرفته است . بدون مادر نمي تواند وجود داشته باشد . اگر صبور باشد مادرش راخواهد ديد.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عاشق بی معشوق  | 

وقتی که مردم...........

در آن هنگام که مردم مرا در تابوتی سیاهی بنهید تا همه بدانند که هر چه سیاهی است از آن من است

دست هایم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدانند که هیچ چیز با خود نبرده ام....

پاهایم را زنجیر کنید تا همه بدانند که اسیر بوده ام.....

چشم ها یم را باز کنید تا همه بدانند چشم انتظار بوده ام....

موهایم را پریشان کنید تا همه بدانند که دست محبت بر سرم کشیده نشده است...

ES I LOVE U

.: مسافر شهر عشق :. 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مسافر شهر عشق  | 

هرروز غروب که میشه...

 

هر روز غروب كه ميشه

روي سنگ فرش روياهام راه

مي روم

و فقط به تو فكر مي كنم.

توكه با نگاهت به من اميد ميدي.

اون نگاه اولت يادمه تا نگاهم به نگاهت افتاد،

وسط قلبم جا كردي.

تو كه با محبتت به من آموختي كه چگونه و

چه جوري محبت كنم.

تو كه با اومدنت منو زنده كردي.

حالا مي خواي با رفتنت منو بكشي؟

آخه چه جوري بدون تو زنده بمونم.

تويي كه با اومدنت منو زنده كردي!.

یه آدمه غصه دار

+ نوشته شده در  ساعت   توسط یه آدمه غصه دار  | 

تو با رفتنت...

تو با تمام بدیهات برای من مثل یه دوست خوب بودی و امروز اگه دیگه تورو ندارم و کسی رو از دست دادم

 

 که خیلی دوستش داشتم  اما خوشحالم که کوله باری از تجربه رو با خودم توی سفر زندگیم حمل

 

میکنم تو با رفتنت به من یاددادی که آدمای دروورم اونطوری نیستن که همیشه من فکرش رو میکنم و

 

برای شناختن هویت اصلی اونا باید سالها در تلاش و تکاپو باشم و همه رو اونطوری نگاه نکنم که دوست

 

 دارم طوری بهشون بنگرم که هستن ! تو با رفتنت به من یاد دادی دنیای امروز من توش پر از آدمهای

 

دورو و دو رنگه و برای داشتن دوست خوب و همیشگی باید اول زندگی رو با تمام آدماش بشناسم و بعد

 

به دنبال دوست خوبم بگردم تو  با رفتنت به من یاد دادی که دنیای ما آدما با تمام بزرگیش خیلی کوچیکو

 

تنگه و نمیشه به هرکسی اعتماد کرد و از همه مهمتر اینکه تو به من فهموندی من یه آدمه خوب و

 

وفاداری هستم که میتونم خودمو اندیشه م رو با تمام جذابیتهام در راههای بهتری بکار ببرم و منو

 

رهاکردی تا بتونم بهتر خودم رو بشناسم و از خودم آدمی با قابلیت های بیشتری بسازم...

 

با تمام بدیهایی که در حقم کردی باز هم دوستت دارم

 

Image hosting by TinyPic

 

 

                         یه آدمه غصه دار

+ نوشته شده در  ساعت   توسط یه آدمه غصه دار  | 

من هنوز در به در شهر غمم...

خسته و در به در شهر غمم

شبم از هر چی شبه سياهتره

چی ميشد اون دستای کوچيک و گرم

رو سرم دست نوازش ميکشيد

چی ميشد تو خونه کوچيک من

غنچه های گل غم وا نميشد

من هنوز در به در شهر غمم

شبم از هر چی شبه سياهتره

زندگی زندون سرد کينه هاست

رو دلم زخم هزارتا خنجره


من هنوز در به در شهر غمم...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عاشق بی معشوق  | 

تنهایی

خونه ی قلب من بیتو چه سرده
اگه تو نباشی یه دنیا درده

یه خسته که بدست تو اسیره

بیشتر از این خوارو شکستش نکن

اون دلی که برای تو میمیره

تو دست غم زنجیرو بستش نکن

 

توی این خلوت شب میون پنجره ها
نقش خاکستری غم تو مونده بجا

مثه برگ پاییزی که شد از شاخه جدا

یه روزی تنگ غروب افتاده شد زیر پا

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عاشق بی معشوق  | 

دوست دارم

روزی که نگاهمان در هم اميخت ،

می خواستم بگويم که...!


اما سکوت کردم.

حس کردم ، ازنگاهم ، رازم را خوانده باشی!

دوست ندارم بگويم ، دوستت دارم.

دوست دارم ، درک کنی ، که دوستت دارم
.

پيام من ، کلام من ، خداحافظ تو.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عاشق بی معشوق  | 

کاش.....

 

کاش قلبم درد تنهایی نداشت

چهره ام هرگز پریشا نی نداشت

کاش برگ های آخر تقویم عشق

حرفی از یک روز بارانی نداشت

کاش می شد

راه سخت عشق را بی خطر پیمود و قربانی نداشت

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عاشق بی معشوق  | 

زیبایی عشق

زیبایی عشق به سکوته نه فریاد

 

زیبایی  عشق به تحمله نه خورد شدن  و فرو ریختن

 

عشق خیالیه که اگه به واقعیت برسه تمام شیرینیه خودشو از دست میده

 

عشق یه کویره که عاشق تشنه با رویایه سراب معشوق قدم به جلو میزاره

 

عشق سخن گفتن با نگاهه

 

عشق امید به رسیدن  و ترس از نرسیدنه   

 

 

                                                  .: مسافر شهر عشق :.     

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مسافر شهر عشق  | 

عشق پنهان

دفعه اول که تو کوچه ديدمش گفت : داداشی ميای بازی کنيم ؟ بعد اينکه بازيمون تموم شد گفتی تو بهترين داداشی دنيايی . وقتی بزرگتر شدم به دانشگاه رفتم . چشام همش اونو میديدو می خواستم از ته قلبم بگم عاشقشم دوسش دارم . اما اون گفت : تو بهترين داداشی دنيايی . وقتی ازدواج کرد من ساقدوشش بودم بازم گفت : تو بهترين داداشی دنيايی و وقتی مرد من زير تابتشو گرفتم . مطمئن بودم اگه می تونست حرف بزنه می گفت : تو بهترين داداشی دنيايی . چند وقت بعد وقتی دفتر خاطراتشو خوندم ديدم نوشته عاشقت بودم دوستت داشتم اما می ترسيدم بگم واسه همين می گفتم :تو بهترين داداشی دنيايی

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عاشق بی معشوق  | 

نامه عاشقانه

ای زيباترين موجود مرا در آغوش گرم خود نگه دار که امن ترين جای دنياست . ای کاش قطره ی اشکی بودم و بر روی مژگانت متولد می شدم و روی گونه هايت می چکيدم و در کنار قلبت می مردم . گرچه از من دوری ولی تا سرحد پرستش دوستت دارم و همه ی اينها را می نويسم و تقديم می کنم به تنها بهانه زندگی ام که روزی ساعتی خواستم بگويم دوستت دارم و عاشقت هستم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عاشق بی معشوق  | 

انتظار

انتظار واژه غریبی است

واژه ای است که روزها يا شايدم ماههاست که با آن خو گرفته ام

که چه سخت است انتظار

هر صبح طلوعی ديگر است بر انتظار فرداهای من

خواهم ماند تنها در انتظار تو

چرا نوشتم در برگ تنهاييم برای تو ، نمی دانم؟

شايد که روزی بخوانند بر تو ، عشق مرا

می دانم روزی خواهی آمد، می دانم

گريان نمی مانم، خندانم

برای ورودت ای عشق

وقتی به يادت می افتم ، به ياد خاطراتت

نامه هايت را مرور می کنم ، يک بار ... نه ....بلکه صدها بار

وجودم را سراسر عشق فرا می گيرد

و اشک شوق بر گونه هايم روانه می شوند

تنها می گويم هميشه در قلب منی!!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عاشق بی معشوق  | 

غریبه

یه غریبه اومد با من آشنا شد

با تموم خستگیهای من هم صدا شد

خونه دل از محبت گرم و با صفا شد

به غرور گذشته رسیدم

به هوای گذشته پریدم

گول چشم سیاهشو خوردم

رفت از این شهر که دل رو به خون بکشونه

جون من رو به لب برسونه

جای دیگه آتیش بسوزونه

ندونستم که غریبه هر چی باشه یه غریبست

ندونستم که غریبه هر چی باشه یه غریبست

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عاشق بی معشوق  |